X
تبلیغات
رایتل
ادبی
چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1387
بزرگ شدیم

یادم میاد نی نی بودیم هی میگفتن جیزه...جیزه....درست مثل الان که یه جورایی نزدیک شدن به مسایل یا حتی فهمشون حیزه...

یادمه میگفتن:عسلی بگو بابا..بگو پسته...بگو قصطنطنیه...و ما یه عمره طوطی وار هر چیزی رو که یاد میگیریم فقط تکرار میکتیم.

یادمه میگفتن:بغلش نکن بغلی میشه...و هنوز که هنوزه جهان ما داره از فقر محبت و عشق به تباهی میره.

بزرگتر که شدیم ما مانه به بابا میگفت جلو بچه دعوا نکن روش تاثیر داره.ما موندیمو در بسته و صدای فریادهایی که نفهمیدیم از چی بود و حالا از حل خیلی از مسایل عاجزیم و به شنیدن فریاد عاذت کردیم....

و خیلی چیزای دیگه که همش پر رنگ و کمرنگ تو ما هست و همش تمام کودکی ماست اگرچه پر از زیبایی است اما تک تک مراحلش یا ماست.و من فکر میکنم تنها رسالت ما اینه که کودکی قشنگی واسه بچه هامون بسازیم تا بهترین کودکی رو تو بزرگیشون داشته باشن.

پی نوشت:کا کا کو کویم همیشه نی نی من باش